بسم الله الرحمن الرحیم
زمانی که حضور آقای موسوی در عرصه انتخابات جدی شد،تلاش کردم تا با دیدگاه ها و عملکردهای ایشان بیشتر آشنا شوم.(هر چی باشه سن بلوغ سیاسی بنده،البته اگر به بلوغ رسیده باشه!،به دوران مدیریتی ایشون برنمی گرده)بنابراین به سراغ کتاب ها، و نوشته های آرشیو شده رفتم تا با شناخت بهتری بتوانم تصمیم گیری نمایم.پس از بررسی هایی که انجام شد،نتیجه ای به دست آوردم که شاید برای شما جالب و تعجب برانگیز باشد.هرچند که نتیجه این مطالعات را در نوشته های قبلی و به صورت موردی ذکر کردم،اما بد ندانستم تا ذهن برخی از افراد را که هنوز در حال و هوای نخست وزیری دهه 60 ایشان هستند روشن نمایم و متذکر شوم که این مهندس دیگر آن مهندس انقلابی و آرمانی که امروز مدافعانش سنگ تایید او را توسط امام به سینه می زنند، نیست و چه قدر حیف شد آن مهندس! مهندس بر باد رفته!
-------------------------------------------------------------
1-استدلال ها و گفتمان بر باد رفته! در باب اسرائیل و رژیم صهیونیستی:
میرحسین موسوی،وزیر امور خارجه(24/4/60 اطلاعات):
«تا آزادی قدس،سیاست ضد صهیونیستی را ادامه می دهیم.»
میرحسین موسوی،نخست وزیر ایران(7/5/64 اطلاعات):
«زنده نگه داشتن روحیه مقاومت علیه استکبار جهانی و صهیونیزم،جزء لاینفک انقلاب اسلامی ما باشد و اگر این رمز را ازدست بدهیم،انقلاب فرو می ریزد.»
میرحسین موسوی(11/7/64 اطلاعات):
«برای مسلمانان چاره ای جز نابودی این غده سرطانی وجود ندارد و این اقدام اسرائیل باید به جهان اسلام نشان داده باشد که تا چه حد سران کشورهای اسلامی در مقابل آمریکا و اسرائیل از خود نرمش نشان خواهند داد.»-------------------------------------------------------------
1-استدلال ها و گفتمان بر باد رفته! در باب اسرائیل و رژیم صهیونیستی:
میرحسین موسوی،وزیر امور خارجه(24/4/60 اطلاعات):
«تا آزادی قدس،سیاست ضد صهیونیستی را ادامه می دهیم.»
میرحسین موسوی،نخست وزیر ایران(7/5/64 اطلاعات):
«زنده نگه داشتن روحیه مقاومت علیه استکبار جهانی و صهیونیزم،جزء لاینفک انقلاب اسلامی ما باشد و اگر این رمز را ازدست بدهیم،انقلاب فرو می ریزد.»
میرحسین موسوی(11/7/64 اطلاعات):
میرحسین موسوی(14/3/65 اطلاعات):
«جز با روش مبارزاتی امام،نمی توان مسلمانان را از چنگال صهیونیسم و استکبار جهانی نجات داد.»
نکته: و مگر روش و منش مبارزاتی امام چه بود؟
امام خمینی (3/6/60 اطلاعات):
«ما اسرائیل را قابل آدم نمی دانیم که با او رابطه داشته باشیم.اسرائیل باد از بین برود.»
و اما شما را چه شده است که امروز، رئیس جمهوری که در پی اجرای عدالت است ماجراجو خطاب می کنید و آپارتاید سیاسی (یک بام و دو هوا) خود را به رخ ما می کشید؟ اگر سیاست های دولت نهم ماجراجویی است خود که در زمان جنگ و آن هم در آن شرایط ماجراجوتر بوده اید!و اما قصد بنده نقد گفته های آرمانی و اسلامی شما در دوران نخست وزیریتان نیست،انتقاد بنده به زمان حال شماست که این همه دم از امام و شهدا می زنید،اما آرمان های امام و شهدا و حتی جوانی خود را فراموش کرده اید! فراموش کرده اید که برای چه انقلاب رخ داد و آرمان های مردم در این راه چه بود!البته در این فراموش خانه شما تنها نیستید بلکه صاحب خانه شما کس دیگری است!و اما حامیانتان بدانند که اگر تاییدی هم از سوی خورشید انقلاب صورت گرفت،تاییدی بود برای آن مهندس سفر کرده از دیار یار که امروز فکرش درمیان ما نیست و اما جسمش ...
-------------------------------------------------------------
2-استدلال ها و گفتمان برباد رفته! در باب روابط بین المللی وسیاست خارجی:
میرحسین موسوی وزیر امور خارجه(18/5/60 اطلاعات):
«سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران،مکتبی و مبتنی بر قانون اساسی خواهد بود و موارد زیر مورد تاکید است: اتکا به اصل نه شرقی،نه غربی،جمهوری اسلامی... پیروی از سیاست فوق بدین معناست که ضمن نفی هرگونه سازش با شرق غرب،سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس رجعت به آموزه های اسلامی منبعپ از وحی و سنت و ولایت فقیه شکل خواهد گرفت...»
میرحسین موسوی(1/6/60 اطلاعات):
«ایشان درباره اهداف سیاست خارجی دو هدف را نام برد1- پیام انقلاب اسلامی را به جهان برسانیم 2- بتوانیم با امکاناتی و اهرم هایی که در دست داریم از انقلاب اسلامی ایران در سراسر جهان دفاع کنیم... ما با مسئله تبری و تولی،به این شکل فعال برخورد می کنیم.براساس این اصل،طبیعتا با تمام سلطه گران مخالفیم،با امپریالیسم مخالفیم،با صهیونیسم مخالفیم.»
میرحسین موسوی(6/2/61 اطلاعات):
«ما هرچه از قدرت های بزرگ متمایز بشویم و روابط اقتصادی و تجاری خودمان را با کشورهای جهان سوم برقرار کنیم،هم به نفع آن کشورهاست و هم به نفع کشور ما و هم کمک می کند ما هرچه سریعتر با ابرقدرت ها از نظر اقتصادی قطع وابستگی کنیم.»
میرحسین موسوی(7/7/63 اطلاعات):
«ما پس از انقلاب، توازن تجاری خودمان در رابطه با غرب را به نفع کشورهای جهان سوم تغییر داده ایم.»
میرحسین موسوی(8/8/63 اطلاعات):
«این خطر هنوز وجود دارد که استعمار،اهداف خود را از طریق ایجاد انحراف فرهنگی در جامعه دنبال کند.»
میرحسین موسوی(24/2/64 اطلاعات):
« ما در سیاست خارجی خودمان،بیش از آنکه متاثر از موضع گیری جهان خارج باشیم،متاثر از نظام ارزشی حاکم بر جامعه خودمان هستیم که از اسلام مایه می گیرد...ما به هیچ وجه مسائل خودمان را در سیاست خارجی با القاب محک نمی سنجیم،بلکه فکر می کنیم در رابطه با فلان کشور تا چه اندازه امنیت انقلاب اسلامی حفظ می شود.»
نکته:شما را چه شده است آقای موسوی؟شما که سیاست خارجی خود را متاثر از نام کشورها نمی دانستید چه شده است که حالا شما و حامیانتان سیاست خارجی را در پس کشورهای اروپایی و غربی دنبال می نمایید؟ شما که امروز دم از سیاست های تنش زدا و اعتمادساز می زنید، آیا می خواهید بار دیگر سیاست منفعلی که طعم تلخ آن را در دوره اصلاحات چشیده ایم، به یادمان بیاورید؟تا کی باید ایرانی تلخی توافقنامه های سعدآباد،پاریس و بروکسل را تحمل کند و غرب، میوه شیرینش را برداشت کند؟مگر با همین سیاست تنش زدای اصلاح طلبان به چه پیشرفت های علمی،اقتصادی و سیاسی رسیدیم و به چه عزت و افتخاری نائل شدیم که حال شما می خواهید دنباله رو آن سیاست ها باشید؟اصلا ایران به کنار، کشورهایی چون پاکستان،مصر،عربستان،قطر،بحرین،امارات،اندونزی ،کویت و ... که همین نوع سیاست را در پیش گرفته اند کجای معادلات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جهان قرار دارند که حال ما باید خود را همانند مفلسان و بی پناهان،مشتاق ارتباط با غرب معرفی کنیم؟خود شما بهتر می دانید که نتیجه سیاست های دولت قبل،یعنی سیاست همیشه یک گام به عقب،نه تنها اعتمادی را در غرب بوجود نیاورد،بلکه آنها را پر رو تر و جری تر کرد،به طوریکه ایرانیان تروریست شدند و محور شرارت لقب گرفتند،حتی سیاست ذلت بار در نامه مخفیانه و معروف 2003 نیز نتوانست اعتماد غرب را جلب نماید و آمریکا با رد آن، سیلی محکمی را به گونه نرم متکدیان ارتباط با غرب نواخت که هنوز جای انگشتانش در صورت برخی از حامیانتان که در ستادهای تبلیغاتی شما حضور دارند نمایان است.امروز شما و دیگر نامزدهای انتخاباتی که از هم اکنون جنسیت وزیر امورخارجه خود را مشخص کرده اند،باید بدانید که اگر امروز آمریکا به جای سیاست های خصمانه و جنگ طلبانه 8 سال قبل باب مذاکره را پیش می کشد، به خاطر پیشبرد سیاست فعال دولت نهم در این 4 سال بوده است و گرنه چه معنی داشت که غرب به یکباره از سیاست های خصمانه و جنگ جویانه خود دست برداشته و به سمت مذاکره پیش رود؟و اصلی ترین دلیل این مطلب مگر چیزی جز پشتوانه مردم و ایستادگی رئیس جمهور دولت نهم بر سر حقوق حقه ایران بوده است؟
-------------------------------------------------------------
3-استدلال ها و گفتمان بر باد رفته! در باب آمریکا و غرب:
میرحسین موسوی(28/6/60 اطلاعات):
«مبارزه با آمریکا،محور اصلی سیاست داخلی و خارجی ما بوده است.»
میرحسین موسوی(29/6/60 اطلاعات):
«امپریالیسم آمریکا از این که ایران بتواند یک سیاست خارجی فعال پیدا کند،همیشه وحشت داشته است.»
میرحسین موسوی(20/4/64 اطلاعات):
«اگر ریگان،رئیس خرابکاران و تروریسم بین المللی، یک آدم کودن و جنایت کار، کشور ما را جزء کشورهای تروریست قلمداد کند باعث افتخار ماست.»
میرحسین موسوی(5/8/65 اطلاعات):
«آمریکا و انگلیس با اقدامات جنایت کارانه ای که در سراسر جهان انجام می دهند،در راس تروریسم دولتی قرار دارند.»
نکته: درست است که چندین و چند سال از آن سال ها گذشته است،اما باید از شما و دیگر نامزدهای انتخاباتی پرسید که شما چه تغییرات اساسی را در معادلات استراتژیک غرب مشاهده کرده اید که به دنبال سیاستی تنش زدا می گردید و از هم اکنون بر سر گوشت قربانی که هنوز ذبح نشده است سر دعوا دارید؟ و لطفا این تناقض را برای بنده شرح دهید که شما چگونه از یک سو سیاست خارجی این دولت را محکوم می کنید اما از طرف دیگر اذعان می نمایید که آمریکا تا پای میز مذاکره آمده است و ما هرچه سریعتر باید به آنها پاسخ بگوییم؟اگر سیاست دولت نهم نادرست بود پس چگونه امروز آمریکا بدون هیچ پیش شرطی جلو آمده است؟ آیا پس از این 30 سال هنوز این ما هستیم که باید غرب را از خود مطمئن ساخته و برایشان اعتمادزایی کنیم؟اعتقاد دارم که سیاست های فعلی شما در باب رابطه با غرب تنها به ترکستان ختم می شود،زیرا تنها در این چهار سال گذشته است که غرب دریافته حال نوبت اوست که به سمت اطمینان بخشی و اعتمادزایی حرکت کند نه ایران! اما شما می خواهید دوباره ایران را به 21سال قبل برگردانید و متاسفم که باید بگویم سیاست خارجی نظام ظالمانه شاه از سیاست اعتماد زای همفکرانتان موفق تر بوده است، زیرا اگر شاه سکه و پول را پرداخت می کرد حداقل پیاز و چوب دستی را نمی خورد،اما سیاست اصلاح طلبانی چون سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکتی ها به گونه ای بود که ما هم پول را پرداخت کردیم هم پیاز خوردیم، و هم چوبدستی را. و اگر موافق نیستید بگویید که در برابر آن همه توافق نامه و نامه هایی از سر ذلت چه چیزی دریافت کردید؟ و چه قدر حیف شد آن مهندس موسوی!
-------------------------------------------------------------
4-استدلال ها و گفتمان بر باد رفته، در باب تحریم ها،قطعنامه ها و فشارهای سازمان های بین المللی چون شورای امنیت:
میرحسین موسوی(1/6/60 اطلاعات):
«حق وتو با اصول مکتبی ما متناقض است...»
میرحسین موسوی(23/4/61 اطلاعات):
«از شورای امنیتی که 5 قلدر بزرگ جهان در آن حق وتو دارند،جز این انتظاری نمی رفت و در حقیقت رای شورای امنیت،اعتماد شوروی و آمریکا به صدام است... و اگر شورای امنیت ده قطعنامه دیگر هم صادر کند ما نمی توانیم از حقوق حقه ی خود دست برداریم...»
میرحسین موسوی(13/3/63 اطلاعات):
«شورای امنیت که در آن قانون جنگل حکم فرماست،نمی تواند به ما دستور بدهد.ما مصمم هستیم که متجاوز را تنبیه کنیم.»
میرحسین موسوی(10/1/66 اطلاعات):
«هیچ نوع تحریمی در اراده ملت برای سرکوبی رژیم متجاوز تاثیر نخواهد داشت... ما تنها ملتی هستیم که سیاست داخلی و خارجی ما نمی تواند متاثر از توافق های بین المللی باشد...»
میرحسین موسوی(19/2/67 اطلاعات):
« ایران به شورای امنیت هیچ اطمینانی ندارد و حاضر نیست به موضع گیری های غیر عادلانه آن مشروعیت ببخشد.»
نکته: آقای موسوی شما را چه شده است که امروز کسانی را در کنار خود جمع کرده اید که مردم را از تحریم ها و قطعنامه های شورای امنیت می ترسانند و به دنبال آن هستند که ایران دست از حقوق حقه خود بردارد.تحریم هایی که به علت ایستادگی دولت نهم در برابر زیاده خواهی های غرب در قبال برنامه هسته ای، در همان شورایی که قانون جنگل بر آن حکم فرما بوده است به تصویب رسید.کسانی از جانب ستاد های شما به تبلیغات می پردازند و دولت نهم را به علت تصویب قطعنامه هایی برضد ایران به زیر سوال می برند! حال ما که می دانیم چماق شورای امنیت همیشه در برابر حرکت ملت ایران وجود داشته و دارد،حتی زمانی که دولت اصلاحات بر سر کار بود و از ترس تصویب قطعنامه دست به خودکشی زد و عقب نشینی را به ایستادگی ترجیه داد. امروز بر همه ما روشن است که غرب از ساخت بمب اتم و تسلیحات هسته ای در ایران رعب ندارد بلکه از پیشرفت ایران نفرت دارد از رسیدن ایران به قله های علم و دانش.زیرا رسیدن ایران به این قله ها نشان می دهد که کشوری که بر پایه مبانی دینی اداره می شود می تواند الگویی باشد برای جهان و کابوسی خواهد بود برای غربی که به دنبال آن است تا مدل لیبرالیزم و سکولاریسم(جدایی دین از سیاست) را در جهان جا بیاندازد.
پس بدانید که هرگاه ما به سمت پیشرفت حرکت کنیم با دست اندازهایی چون تحریم ها روبرو می شویم که یا باید به مسیر خود ادامه دهیم یا باید سرنوشت خود را به غرب بسپاریم تا تحریم نشویم.که البته مورد آخر مطمئنا نمی تواند مدال افتخاری باشد بر سینه کسانی که به عدم تصویب قطعنامه در دولتشان به آن می بالند، چون نه تنها کشور را چند سال به عقب برده اند بلکه عزت ملی را نیز به زیر پا انداخته اند!
-------------------------------------------------------------
5-استدلال ها و گفتمان بر باد رفته،در باب تعامل با کشورهای جهان و دیدارهای رسمی ایشان:
{بنده هر چه جستجو کردم تنها همین مقدار در باب سفرهای خارجی و گفتگوهای بین المللی یافتم}
میرحسین موسوی(18/5/60 اطلاعات):
«ما با کمک سایر برادران می کوشیم تا مرکز ثقل فعالیت دیپلماتیک خود را به کشورهای آسیایی،آفریقایی و آمریکای جنوبی منتقل کنیم... تجاوز به فلسطین و ایران را نمی توان با دیپلماسی حل کرد.»
میرحسین موسوی(4/10/63 اطلاعات):
«میرحسین موسوی،در دیدار با وزیر امورخارجه سیرالئون گفت: ما برای حفظ استقلال خود تا ریشه کن کردن تجاوز خواهیم جنگید...»
میرحسین موسوی(6/11/63 اطلاعات):
«میرحسین موسوی در بازگشت از سفر به کشورهای کوبا و نیکاراگوئه در تهران گفت: آمریکا مانند فئودال های قدیمی تصور می کند نیکاراگوئه جزئی از آن کشور است.»
میرحسین موسوی(27/10/65 اطلاعات):
«میرحسین موسوی در دیدار با وزیر تجارت خارجی چکسلواکی: با تمام مشکلات، ما قادریم بدون کمک خارجی روی پای خود بایستسم.»
نکته: و شما را چه شده است آقای موسوی، که امروز سیاست توسعه اقتصادی و سیاسی دولت نهم در ارتباط با کشورهای آمریکای لاتین،آفریقایی و آسیایی را به زیر سوال می برید؟چه شده است که این چنین تغییر کرده اید و چرا شما امروز سیاست خارجی را در چیز دیگری یعنی اعتمادزایی برای غرب نمی بینید؟شما را چه شد که امروز می گویید تا زمانی که در اقتصاد و سیاست داخلی قوی نشده ایم این گونه تعاملات ضرورتی ندارد،پس چه شد که شما در شرایط جنگ و بنا به ملاحضات آن زمان که اقتصاد ما ثبات نداشت به تعامل با کشورهای آمریکای لاتین امید داشتید؟مگر غیر از این است که این تعاملات در دولت نهم درجهت توسعه اقتصادی و سیاسی انجام می گیرد(همانگونه که در دهه 60 بیان داشتید)؟ پس سخنی نگویید که همانند آقای خاتمی و زمانی که در اواخر دوره ریاست جمهوری شان پس از سفر به کشوری آفریقایی، بخواهیید اعتراف کنید که ای کاش این سفر زودتر از این انجام می شد! و اگر امروز حامیانتان می گویند که ایران در جهان تنها شده است باید به آنها متذکر شد که متاسفانه شما سیاست خارجی را تنها در ارتباط با اروپا و زرق و برق ارتباط با آن می دانید،زیرا هنوز متوجه سطح روابط اقتصادی و سیاسی ایران با کشورهای منطقه،آفریقایی و آمریکای لاتین نیستید (برای اطلاع بیشتر به نوشته قبلی یعنی تناقض در گفتار،تحریف آمار،به خاطر یک مشت...-قسمت چهارم و پایانی رجوع نمایید.)
نتیجه گیری:
در پایان خواستم تا نتیجه گیری را بنویسم تا به واسطه آن علت اصلی متفاوت شدن مهندس دیروز با امروز را بیان کنم اما با مراجعه به آثار ادیبان ایران بیت شعری از صائب تبریزی در این رابطه نظر مرا به خود جلب کرد:
«سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران،مکتبی و مبتنی بر قانون اساسی خواهد بود و موارد زیر مورد تاکید است: اتکا به اصل نه شرقی،نه غربی،جمهوری اسلامی... پیروی از سیاست فوق بدین معناست که ضمن نفی هرگونه سازش با شرق غرب،سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس رجعت به آموزه های اسلامی منبعپ از وحی و سنت و ولایت فقیه شکل خواهد گرفت...»
میرحسین موسوی(1/6/60 اطلاعات):
«ایشان درباره اهداف سیاست خارجی دو هدف را نام برد1- پیام انقلاب اسلامی را به جهان برسانیم 2- بتوانیم با امکاناتی و اهرم هایی که در دست داریم از انقلاب اسلامی ایران در سراسر جهان دفاع کنیم... ما با مسئله تبری و تولی،به این شکل فعال برخورد می کنیم.براساس این اصل،طبیعتا با تمام سلطه گران مخالفیم،با امپریالیسم مخالفیم،با صهیونیسم مخالفیم.»
میرحسین موسوی(6/2/61 اطلاعات):
«ما هرچه از قدرت های بزرگ متمایز بشویم و روابط اقتصادی و تجاری خودمان را با کشورهای جهان سوم برقرار کنیم،هم به نفع آن کشورهاست و هم به نفع کشور ما و هم کمک می کند ما هرچه سریعتر با ابرقدرت ها از نظر اقتصادی قطع وابستگی کنیم.»
میرحسین موسوی(7/7/63 اطلاعات):
«ما پس از انقلاب، توازن تجاری خودمان در رابطه با غرب را به نفع کشورهای جهان سوم تغییر داده ایم.»
میرحسین موسوی(8/8/63 اطلاعات):
«این خطر هنوز وجود دارد که استعمار،اهداف خود را از طریق ایجاد انحراف فرهنگی در جامعه دنبال کند.»
میرحسین موسوی(24/2/64 اطلاعات):
« ما در سیاست خارجی خودمان،بیش از آنکه متاثر از موضع گیری جهان خارج باشیم،متاثر از نظام ارزشی حاکم بر جامعه خودمان هستیم که از اسلام مایه می گیرد...ما به هیچ وجه مسائل خودمان را در سیاست خارجی با القاب محک نمی سنجیم،بلکه فکر می کنیم در رابطه با فلان کشور تا چه اندازه امنیت انقلاب اسلامی حفظ می شود.»
نکته:شما را چه شده است آقای موسوی؟شما که سیاست خارجی خود را متاثر از نام کشورها نمی دانستید چه شده است که حالا شما و حامیانتان سیاست خارجی را در پس کشورهای اروپایی و غربی دنبال می نمایید؟ شما که امروز دم از سیاست های تنش زدا و اعتمادساز می زنید، آیا می خواهید بار دیگر سیاست منفعلی که طعم تلخ آن را در دوره اصلاحات چشیده ایم، به یادمان بیاورید؟تا کی باید ایرانی تلخی توافقنامه های سعدآباد،پاریس و بروکسل را تحمل کند و غرب، میوه شیرینش را برداشت کند؟مگر با همین سیاست تنش زدای اصلاح طلبان به چه پیشرفت های علمی،اقتصادی و سیاسی رسیدیم و به چه عزت و افتخاری نائل شدیم که حال شما می خواهید دنباله رو آن سیاست ها باشید؟اصلا ایران به کنار، کشورهایی چون پاکستان،مصر،عربستان،قطر،بحرین،امارات،اندونزی ،کویت و ... که همین نوع سیاست را در پیش گرفته اند کجای معادلات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جهان قرار دارند که حال ما باید خود را همانند مفلسان و بی پناهان،مشتاق ارتباط با غرب معرفی کنیم؟خود شما بهتر می دانید که نتیجه سیاست های دولت قبل،یعنی سیاست همیشه یک گام به عقب،نه تنها اعتمادی را در غرب بوجود نیاورد،بلکه آنها را پر رو تر و جری تر کرد،به طوریکه ایرانیان تروریست شدند و محور شرارت لقب گرفتند،حتی سیاست ذلت بار در نامه مخفیانه و معروف 2003 نیز نتوانست اعتماد غرب را جلب نماید و آمریکا با رد آن، سیلی محکمی را به گونه نرم متکدیان ارتباط با غرب نواخت که هنوز جای انگشتانش در صورت برخی از حامیانتان که در ستادهای تبلیغاتی شما حضور دارند نمایان است.امروز شما و دیگر نامزدهای انتخاباتی که از هم اکنون جنسیت وزیر امورخارجه خود را مشخص کرده اند،باید بدانید که اگر امروز آمریکا به جای سیاست های خصمانه و جنگ طلبانه 8 سال قبل باب مذاکره را پیش می کشد، به خاطر پیشبرد سیاست فعال دولت نهم در این 4 سال بوده است و گرنه چه معنی داشت که غرب به یکباره از سیاست های خصمانه و جنگ جویانه خود دست برداشته و به سمت مذاکره پیش رود؟و اصلی ترین دلیل این مطلب مگر چیزی جز پشتوانه مردم و ایستادگی رئیس جمهور دولت نهم بر سر حقوق حقه ایران بوده است؟
-------------------------------------------------------------
3-استدلال ها و گفتمان بر باد رفته! در باب آمریکا و غرب:
میرحسین موسوی(28/6/60 اطلاعات):
«مبارزه با آمریکا،محور اصلی سیاست داخلی و خارجی ما بوده است.»
میرحسین موسوی(29/6/60 اطلاعات):
«امپریالیسم آمریکا از این که ایران بتواند یک سیاست خارجی فعال پیدا کند،همیشه وحشت داشته است.»
میرحسین موسوی(20/4/64 اطلاعات):
«اگر ریگان،رئیس خرابکاران و تروریسم بین المللی، یک آدم کودن و جنایت کار، کشور ما را جزء کشورهای تروریست قلمداد کند باعث افتخار ماست.»
میرحسین موسوی(5/8/65 اطلاعات):
«آمریکا و انگلیس با اقدامات جنایت کارانه ای که در سراسر جهان انجام می دهند،در راس تروریسم دولتی قرار دارند.»
نکته: درست است که چندین و چند سال از آن سال ها گذشته است،اما باید از شما و دیگر نامزدهای انتخاباتی پرسید که شما چه تغییرات اساسی را در معادلات استراتژیک غرب مشاهده کرده اید که به دنبال سیاستی تنش زدا می گردید و از هم اکنون بر سر گوشت قربانی که هنوز ذبح نشده است سر دعوا دارید؟ و لطفا این تناقض را برای بنده شرح دهید که شما چگونه از یک سو سیاست خارجی این دولت را محکوم می کنید اما از طرف دیگر اذعان می نمایید که آمریکا تا پای میز مذاکره آمده است و ما هرچه سریعتر باید به آنها پاسخ بگوییم؟اگر سیاست دولت نهم نادرست بود پس چگونه امروز آمریکا بدون هیچ پیش شرطی جلو آمده است؟ آیا پس از این 30 سال هنوز این ما هستیم که باید غرب را از خود مطمئن ساخته و برایشان اعتمادزایی کنیم؟اعتقاد دارم که سیاست های فعلی شما در باب رابطه با غرب تنها به ترکستان ختم می شود،زیرا تنها در این چهار سال گذشته است که غرب دریافته حال نوبت اوست که به سمت اطمینان بخشی و اعتمادزایی حرکت کند نه ایران! اما شما می خواهید دوباره ایران را به 21سال قبل برگردانید و متاسفم که باید بگویم سیاست خارجی نظام ظالمانه شاه از سیاست اعتماد زای همفکرانتان موفق تر بوده است، زیرا اگر شاه سکه و پول را پرداخت می کرد حداقل پیاز و چوب دستی را نمی خورد،اما سیاست اصلاح طلبانی چون سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکتی ها به گونه ای بود که ما هم پول را پرداخت کردیم هم پیاز خوردیم، و هم چوبدستی را. و اگر موافق نیستید بگویید که در برابر آن همه توافق نامه و نامه هایی از سر ذلت چه چیزی دریافت کردید؟ و چه قدر حیف شد آن مهندس موسوی!
-------------------------------------------------------------
4-استدلال ها و گفتمان بر باد رفته، در باب تحریم ها،قطعنامه ها و فشارهای سازمان های بین المللی چون شورای امنیت:
میرحسین موسوی(1/6/60 اطلاعات):
«حق وتو با اصول مکتبی ما متناقض است...»
میرحسین موسوی(23/4/61 اطلاعات):
«از شورای امنیتی که 5 قلدر بزرگ جهان در آن حق وتو دارند،جز این انتظاری نمی رفت و در حقیقت رای شورای امنیت،اعتماد شوروی و آمریکا به صدام است... و اگر شورای امنیت ده قطعنامه دیگر هم صادر کند ما نمی توانیم از حقوق حقه ی خود دست برداریم...»
میرحسین موسوی(13/3/63 اطلاعات):
«شورای امنیت که در آن قانون جنگل حکم فرماست،نمی تواند به ما دستور بدهد.ما مصمم هستیم که متجاوز را تنبیه کنیم.»
میرحسین موسوی(10/1/66 اطلاعات):
«هیچ نوع تحریمی در اراده ملت برای سرکوبی رژیم متجاوز تاثیر نخواهد داشت... ما تنها ملتی هستیم که سیاست داخلی و خارجی ما نمی تواند متاثر از توافق های بین المللی باشد...»
میرحسین موسوی(19/2/67 اطلاعات):
« ایران به شورای امنیت هیچ اطمینانی ندارد و حاضر نیست به موضع گیری های غیر عادلانه آن مشروعیت ببخشد.»
نکته: آقای موسوی شما را چه شده است که امروز کسانی را در کنار خود جمع کرده اید که مردم را از تحریم ها و قطعنامه های شورای امنیت می ترسانند و به دنبال آن هستند که ایران دست از حقوق حقه خود بردارد.تحریم هایی که به علت ایستادگی دولت نهم در برابر زیاده خواهی های غرب در قبال برنامه هسته ای، در همان شورایی که قانون جنگل بر آن حکم فرما بوده است به تصویب رسید.کسانی از جانب ستاد های شما به تبلیغات می پردازند و دولت نهم را به علت تصویب قطعنامه هایی برضد ایران به زیر سوال می برند! حال ما که می دانیم چماق شورای امنیت همیشه در برابر حرکت ملت ایران وجود داشته و دارد،حتی زمانی که دولت اصلاحات بر سر کار بود و از ترس تصویب قطعنامه دست به خودکشی زد و عقب نشینی را به ایستادگی ترجیه داد. امروز بر همه ما روشن است که غرب از ساخت بمب اتم و تسلیحات هسته ای در ایران رعب ندارد بلکه از پیشرفت ایران نفرت دارد از رسیدن ایران به قله های علم و دانش.زیرا رسیدن ایران به این قله ها نشان می دهد که کشوری که بر پایه مبانی دینی اداره می شود می تواند الگویی باشد برای جهان و کابوسی خواهد بود برای غربی که به دنبال آن است تا مدل لیبرالیزم و سکولاریسم(جدایی دین از سیاست) را در جهان جا بیاندازد.
پس بدانید که هرگاه ما به سمت پیشرفت حرکت کنیم با دست اندازهایی چون تحریم ها روبرو می شویم که یا باید به مسیر خود ادامه دهیم یا باید سرنوشت خود را به غرب بسپاریم تا تحریم نشویم.که البته مورد آخر مطمئنا نمی تواند مدال افتخاری باشد بر سینه کسانی که به عدم تصویب قطعنامه در دولتشان به آن می بالند، چون نه تنها کشور را چند سال به عقب برده اند بلکه عزت ملی را نیز به زیر پا انداخته اند!
-------------------------------------------------------------
5-استدلال ها و گفتمان بر باد رفته،در باب تعامل با کشورهای جهان و دیدارهای رسمی ایشان:
{بنده هر چه جستجو کردم تنها همین مقدار در باب سفرهای خارجی و گفتگوهای بین المللی یافتم}
میرحسین موسوی(18/5/60 اطلاعات):
«ما با کمک سایر برادران می کوشیم تا مرکز ثقل فعالیت دیپلماتیک خود را به کشورهای آسیایی،آفریقایی و آمریکای جنوبی منتقل کنیم... تجاوز به فلسطین و ایران را نمی توان با دیپلماسی حل کرد.»
میرحسین موسوی(4/10/63 اطلاعات):
«میرحسین موسوی،در دیدار با وزیر امورخارجه سیرالئون گفت: ما برای حفظ استقلال خود تا ریشه کن کردن تجاوز خواهیم جنگید...»
میرحسین موسوی(6/11/63 اطلاعات):
«میرحسین موسوی در بازگشت از سفر به کشورهای کوبا و نیکاراگوئه در تهران گفت: آمریکا مانند فئودال های قدیمی تصور می کند نیکاراگوئه جزئی از آن کشور است.»
میرحسین موسوی(27/10/65 اطلاعات):
«میرحسین موسوی در دیدار با وزیر تجارت خارجی چکسلواکی: با تمام مشکلات، ما قادریم بدون کمک خارجی روی پای خود بایستسم.»
نکته: و شما را چه شده است آقای موسوی، که امروز سیاست توسعه اقتصادی و سیاسی دولت نهم در ارتباط با کشورهای آمریکای لاتین،آفریقایی و آسیایی را به زیر سوال می برید؟چه شده است که این چنین تغییر کرده اید و چرا شما امروز سیاست خارجی را در چیز دیگری یعنی اعتمادزایی برای غرب نمی بینید؟شما را چه شد که امروز می گویید تا زمانی که در اقتصاد و سیاست داخلی قوی نشده ایم این گونه تعاملات ضرورتی ندارد،پس چه شد که شما در شرایط جنگ و بنا به ملاحضات آن زمان که اقتصاد ما ثبات نداشت به تعامل با کشورهای آمریکای لاتین امید داشتید؟مگر غیر از این است که این تعاملات در دولت نهم درجهت توسعه اقتصادی و سیاسی انجام می گیرد(همانگونه که در دهه 60 بیان داشتید)؟ پس سخنی نگویید که همانند آقای خاتمی و زمانی که در اواخر دوره ریاست جمهوری شان پس از سفر به کشوری آفریقایی، بخواهیید اعتراف کنید که ای کاش این سفر زودتر از این انجام می شد! و اگر امروز حامیانتان می گویند که ایران در جهان تنها شده است باید به آنها متذکر شد که متاسفانه شما سیاست خارجی را تنها در ارتباط با اروپا و زرق و برق ارتباط با آن می دانید،زیرا هنوز متوجه سطح روابط اقتصادی و سیاسی ایران با کشورهای منطقه،آفریقایی و آمریکای لاتین نیستید (برای اطلاع بیشتر به نوشته قبلی یعنی تناقض در گفتار،تحریف آمار،به خاطر یک مشت...-قسمت چهارم و پایانی رجوع نمایید.)
نتیجه گیری:
در پایان خواستم تا نتیجه گیری را بنویسم تا به واسطه آن علت اصلی متفاوت شدن مهندس دیروز با امروز را بیان کنم اما با مراجعه به آثار ادیبان ایران بیت شعری از صائب تبریزی در این رابطه نظر مرا به خود جلب کرد:
ریشه نخل کهنسال از جوان افزون تر است بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم خرداد 1388 توسط حمیدرضا محمدی
|

